تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
نوميدى به دل راه نمىداد . اينك هنگام بشارت مورد انتظار فرا رسيده بود . خداوند فرشتگانى را به صورت مردانى زيبارو به سوى او فرستاد و اين امر بزرگداشت او و قدرشناسى جهاد دراز مدّت او بود . فرشتگان مژده دادند كه : 1 - به ارادهء الهى پيروز خواهد شد ؛ 2 - دشمنان رسالت يعنى قوم لوط كه خدا « اوّل المؤمنين » ( ابراهيم ) را به سوى آنان فرستاد ، نابود خواهند شد . 3 - پروردگار ، پس از اين همه رنج و مشقّت و نوميدى ابراهيم ، فرزندانى به او خواهد بخشيد تا راه او را ادامه دهند .
وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ
- به تحقيق رسولان ما براى ابراهيم مژده آوردند . گفتند : سلام . گفت : سلام . » فرشتگانى كه از جانب خدا نزد ابراهيم آمدند ، شايد نخستين مهمانانى بودند كه ابراهيم را كه پير و سال خورده شده بود از غربت روحى بيرون كشيدند ، از اين رو ابراهيم خوراك خوبى كه گوسالهء بريان بود بر ايشان آورد .
فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ
- و لحظه‌اى بعد گوساله‌اى بريان حاضر آورد . » / 94 [ 70 ] ابراهيم انتظار داشت كه مهمانانش غذا بخورند و حتى به بلعيدن گوسالهء بريان ، همچون عادت مسافرى كه گذرش به صحرا افتاده باشد ، بشتابند ، امّا چنين نكردند و ابراهيم ناراحت و بيمناك شد ، زيرا مهمان كه غذا نخورند نيّت سوء دارد ، امّا فورا ترسش ريخت و فرشتگان حقيقت امر را به او گفتند و پيام مهم خود را كه مژدهء نابودى قوم لوط ستيزه‌گر بود ، اعلام كردند .
فَلَمَّا رَأى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قالُوا لا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمِ لُوطٍ
- و چون ديدند كه بدان دست نمىيازند آنان را ناخوش داشت و در دل از آنها بيمناك شد . گفتند : مترس . ما را بر قوم لوط فرستاده‌اند . » [ 71 ] در چهرهء زن بردبارى كه با شوهرش ابراهيم در جهاد طولانى