77 [ سىء بهم ] : آمدن ايشان او را غمگين كرد .
[ ذرعا ] : توانايى و وسع .
[ عصيب ] : بسيار سخت . « عصبت الشيء » يعنى آن را بستم .
80 [ ركن ] : ستون كه بر بنياد ساختمان قرار مىگيرد .
[ شديد ] : آن چنان فشرده كه نتوان بازش كرد .
81 [ بقطع ] : بخش بزرگى كه از شب گذشته باشد . و گفتهاند : نيمهاى از شب .
82 [ سجّيل ] : سنگ سخت .
[ منضود ] : پياپى ، چنان كه يكى به دنبال ديگرى بيايد .
83 [ مسوّمة ] : نشان دار ، از « سيما » به معنى نشانه .
/ 98
ديار لوط را زير و رو كرديم
رهنمودهايى از آيات :
چون ترس ابراهيم بر طرف شد و مژدهها را دريافت ، با تضرّع از خدا خواست كه قوم لوط را نجات دهد . ابراهيم به حق در اوج بردبارى بود كه همواره نجات قوم را مىطلبيد و اين به سبب پيوستگى او به خداوند بود ، امّا پروردگار اعلام كرد كه مرگ آن قوم فرا رسيده و عذاب خدا بازگشتى نيست .
از سوى ديگر لوط به هنگام آمدن فرشتگان دلتنگ مىشود ، زيرا مىدانست كه قوم او طالب فسادند و به همين جهت به خانهء او شتافتند تا بنا به عادت بد با مهمانان فساد كنند لوط به آنان پيشنهاد كرد كه با دختران او ازدواج كنند و به راه