معناى واژهها
[ و فار ] : جوشيد ، فوران كرد ، « فور » در اصل به معنى بلند شدن است .
[ تنور ] : تنور معروف كه در آن نان مىپزند .
41 [ مرسى ] : « ارساء » نگاه داشتن كشتى با چيزى كه آن را متوقّف كند .
43 [ سآوى ] : از « أوى يأوى » يعنى منزل و جاى گرفت ( پناه گرفتن ) .
[ يعصمنى ] : باز دارد مرا .
44 [ اقلعى ] : اقلاع : از ريشه برانداختن تا اثرى از آن نماند ، « اقلعت السماء » : بارانش از ميان رفت و چيزى از آن نماند . « اقلع عن الأمر » : به كلّى آن را رها كرد .
[ الجودىّ ] : نام كوهى .
/ 60
دورى باد بر ستمكاران
رهنمودهايى از آيات :
نوح منتظر امر الهى و آمادهء اجراى وظايف بود تا آن كه امر خدا آمد و آب از تنور خانهء پير زن جوشيد . به نوح وحى شد كه سوار كشتى شود و از هر جاندارى زوجى در آن فراهم آورد و نيز خانواده را به جز افراد كافر كه زن و دو پسر او بودند و همچنين مؤمنانى به شمار اندك در آن جمع كند . نوح با توكّل به خدا و با آگاهى به