سبع مثانى
[ 87 ] بت پرستان نعمتهاى مادّى گوناگونى از قبيل اموال ، فرزندان ، تجمّل و نيرو دارند و ما به نوبت خود نعمتهاى معنوى گوناگون داريم ، پس انگيزهاى نيست كه به مبارزه براى رسيدن به ثروتهاى آنان بپردازيم ، زيرا ما با ثروت معنوى خود توانگريم .
وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ
- ما سبع المثانى و قرآن بزرگ را به تو داديم » .
« سبع مثانى » را به سورهء حمد تفسير كردهاند ، زيرا داراى هفت آيه است و مترادفات و متقابلاتى از قبيل « الرّحمن الرّحيم » يا « ايّاك نعبد و ايّاك نستعين » دارد ، پس « مثانى » است يعنى محتواى آياتش دو دو است .
و چنين پيداست كه قرآن حكيم بر هفت حرف فرود آمده و به تعبير ديگر بر هفت باب علم كه در سورهء حمد خلاصه مىشود و محتوى معانى قرآن به ايجاز است كه در ساير آيات قرآن تفصيل داده شده است .
چون قرآن نورى است كه از يك چراغدان مىتابد و اختلاف و تناقضى ندارد ، مىتوان گفت آياتش / 487 متشابه يا مثانى است ، و چنان كه نعمتهاى كافران رنگارنگاند و يكديگر را مىآرايند ، آيات قرآن نيز يكديگر را تفسير مىكنند .
از مطالب مذكور چنين نتيجه مىگيريم كه قرآن همان « سبع مثانى » است و دو تفسير گفته شده با يكديگر منافاتى ندارند . يك قول اين است كه مثانى همان الحمد است و قول ديگر اين كه كلّ قرآن مثانى است و چون بپذيريم كه تمام قرآن در « الحمد » خلاصه شده است ، منافاتى بين دو تفسير نخواهد بود .
[ 88 ] مؤمن با سرچشمههاى معرفت كه در اختيار اوست از مظاهر دنيوى كه ديگران دارند بى نياز است ، پس نبايد به مال و منال آنان كه زيور اين جهان است ذخيره شود .
لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ
- اگر بعضى از مردان