چنين پيداست كه معنى نخست بهتر است . قرآن مانند خورشيدى است كه در دوران يهوديان و مسيحيان نور مىپراكند چنان كه در زمان مسلمانان نخستين در ميانهء استهزاگران نور مىپاشيد و در زمان ما نيز هم چنان روشنى مىبخشد در ميان مردمى كه به بخشى از كتاب ايمان دارند و به بخش ديگر كافرند حال آن كه قرآن « مثانى » است و لرزه بر اندام مؤمنان مىاندازد و همهاش از جانب خداست .
[ 92 ] امّا آيا خدا آنان را به حال خود مىگذارد ؟ و آيا به عذاب دنيوى بسنده مىكند ؟ نه ، بلكه روز درازى براى حساب در پيش دارند .
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
- به پروردگارت سوگند كه همه را بازخواست كنيم » .
[ 93 ]
عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ
- براى كارهايى كه مىكردهاند » .
يعنى دربارهء اعمالى كه كردهاند از آنان سؤال خواهد شد .
[ 94 ] امّا - اى پيامبر - تو بايد آشكارا بيم دهى .
/ 490
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ
- به هر چه مأمور شدهاى صريح و بلند گو » .
از كافران نترس و به آنان اعتنا مكن و مبادا بخواهى كه با نهان داشتن پارهاى از كتاب و آشكار كردن بخشى ديگر آنان را خرسند كنى ؟ ( « صدع » به معنى آشكار ساختن حق است ) .
وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ
- و از مشركان رويگردان باش » .
[ 95 ] مسألهاى كه دردآور است و انديشهء داعى را به خود مشغول مىكند ، وجود استهزا گران است كه رسالت را خوار مىشمارند و خداوند وعده مىدهد كه پيامبر و داعيان حق را از شرّ آنان نگاه دارد .
إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ
- ما مسخره كنندگان را از تو باز مىداريم » .
در تفاسير آمده كه در زمان رسول گرامى پنج يا شش تن از قريش بودند كه خداوند همه را هلاك كرد .
[ 96 ] اى پيامبر ، اين كافران در واقع تو را استهزا نمىكنند ، آنان بت پرست و دشمنان خدايند ، ( حقايق اسلام را استهزا مىكنند ) .