استوار و شاخههايش بالا رفته باشد ، ميوههايش دايمى است . حال آن كه سخن و عقيدهء فاسد مانند درختى بد است كه نه ريشه دارد و نه ثباتى . بدين سان خداوند اعمال مؤمنان را با عقيدهء نيك و ثواب استوار مىكند ، حال آن كه گمراهان را به حال خود رها مىكند . خدا بر بندگانش قاهر و مسلّط است و هر چه خواهد كند بى آن كه مورد سؤال قرار گيرد امّا بندگان مسئولند .
شرح آيات :
گفتگوى ضعفا با مستكبرين
[ 21 ] چون آدمى پيرو حق باشد ، خدا ضامن عمل اوست ، امّا اگر از مستكبرى كه بهتان و دروغ به خدا مىبندد پيروى كند ، چه كسى در روز قيامت ، آن گاه كه مستكبر و مستضعف هر دو در يك صف در برابر خدا مىايستند ، عمل او را ضمانت خواهد كرد ؟
وَ بَرَزُوا لِلَّهِ جَمِيعاً فَقالَ الضُّعَفاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ
- همه در پيشگاه خدا حاضر آيند . ناتوانان به آنان كه گردنكشى مىكردند گويند : ما پيرو شما بوديم آيا اكنون مىتوانيد ما را به كار آييد و اندكى از عذاب را از ما دفع كنيد . » يعنى ضعفا به مستكبران زورمند كه خود را از مردم برتر مىشمارند مىگويند : آيا ضامن اعمال ما مىشويد ، امّا مستكبران نه فقط به گمراهى خود اعتراف مىكنند بلكه به اين مسئله اقرار دارند كه گردن كشى آنان غلط بزرگى بوده است .
قالُوا لَوْ هَدانَا اللَّهُ لَهَدَيْناكُمْ سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ / 399 مَحِيصٍ
- گويند : اگر خدا ما را هدايت كرده بود ما نيز شما را هدايت مىكرديم .
حال ما را راه خلاصى نيست ، براى ما يكسان است چه بىتابى كنيم چه شكيب ورزيم . » يعنى جزع كنيم يا نكنيم ، از عذاب خدا رها نتوانيم شد .