تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
برادرش نيز پيش از اين دزدى كرده بود . » و با اين كار دو خطا كردند : تأكيد بر تهمت بنيامين و تهمت دزدى بر يوسف بىهيچ سببى جز اين كه مىخواستند خود را از تنگنا برهانند ، گويى شبح ستمى كه دربارهء برادرشان يوسف كردند همچون سايه‌اى به دنبال آنها بود ، و آنان از هر گونه اتّهامى كه سبب رسوايى شان باشد بيم داشتند ، فروختن برادر حرّ خود را به عنوان اين كه دزدى كرده بود توجيه مىكردند . اين تهمت دل يوسف را سخت مىآزرد امّا او خويشتن دارى مىكرد و آثار خشم بر چهرهء او پيدا نبود .
فَأَسَرَّها يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَ لَمْ يُبْدِها لَهُمْ
- يوسف جواب آن سخن را در دل پنهان داشت و هيچ اظهار نكرد . » / 244 جز اين كه در مورد بدگويى از برادر به سرزنش آنان بسنده كرد .
قالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً
- گفت : شما در وضعى بدتر هستيد . » مفسّران قرآن مىپرسند : « اين سخن يوسف كه گفت
أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً
چگونه توجيه پذير است » ؟ برخى پاسخ مىدهند كه « اين سخن بر دل يوسف گذشت و آن را ظاهر نكرد » . برخى ديگر مىگويند : اختلافى كه ميان برادران و بنيامين وجود داشت ، براى مردم آشكار شده بود ، از اين رو بود كه يوسف آنان را سرزنش كرد و شايد يوسف مىخواست ايشان را متوجّه اين نكته كند كه ستمكارى ايشان سبب شده كه وى دزدى كند - اگر چنين كارى صورت گرفته باشد - امّا با سخن خود :
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما تَصِفُونَ
- و خداوند به آنچه شما توصيف مىكنيد آگاهتر است . » آنان را به انديشه واداشت ، يعنى آيا در واقع اين نسبت درست است يا نه ؟ وانگهى آيا دزدى برادرش ( يوسف ) تهمت نيست ؟ [ 78 ] آن گاه برادران موضع خود را در قبال پدر به ياد آوردند و دريافتند كه فرجام كار آنان به وضع برادرشان ( بنيامين ) بستگى دارد ، از اين رو تضرّع‌كنان از عزيز مصر خواستند كه برادر را ببخشايد و يكى از ايشان را به جاى او نگاه دارد .