و بايد دانست كه يوسف نمىتوانست قانونى را اجرا كند كه ستمكارى به مردم باشد و در آيين ملك مصر هم نباشد ، يعنى كسانى را كه براى گرفتن سهميهء گندم آمدهاند بازداشت كند و بندهء خود قرار دهد مگر از همين طريق كيد .
ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
- در آيين آن پادشاه گرفتن برادر حق او نبود ، چيزى بود كه خدا مىخواست . » / 243 خدا چنين خواسته بود كه عايلهء يوسف به مصر بيايند و از اين رو روش كار را به وى آموخت و خواستهء خود را به دست ولىّ صالح خود ، يوسف ، انجام داد . از اين سخن مىتوان نتيجه گرفت كه احكام شرعى و حكمتهاى بالغهاى كه در پشت آن احكام است ، براى تحقّق مشيّت الاهى است و همچنين است برقرارى نظامها و اين كه پيامبران به قدر عقول خود مكلّف شدهاند ، برخى از آنان مانند ساير مردم در حدّ قالب نظام شرعى مكلّفند و برخى ديگر وظيفه دارند طبق هدفهاى والايى كه خدا به آنان وحى مىكند عمل كنند ، همهء اينها براى تحقّق خواستهء خداست . بجز پيامبران ، امامان و علمايى كه به نوبت خود درجات گوناگونى دارند نيز موظّفاند و آن كه علمش كمتر است بايد از آن كه علمش افزونتر است رهنمود بخواهد . خداوند آنانى را كه اصلح از ديگرانند به وسيلهء علم و حكمت خويش والاتر مىكند .
نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ
- هر كس را بخواهيم به درجاتى بالا مىبريم و فراز هر دانايى داناترى است . »
تهمت ناروا
[ 77 ] برادران به محض آن كه پنداشتند بنيامين دزدى كرده است ، عهد خود را با پدر در مورد بازگرداندن او و نيز ستمى را كه به يوسف روا داشته بودند فراموش كردند و به تأكيد دزدى برادر و تبرّى از او پرداختند و آن گاه به يوسف نيز تهمت دزدى زدند .
قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ
- گفتند : اگر او دزدى كرده