وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ
- و اجر آخرت براى مؤمنان و پرهيزگاران بهتر است . » بدين سان از اين آيات در مىيابيم كه اسباب توفيق در امور غيبى تقوا و ايمان و احسان است ، جز اين كه احسان اثرش در امور دنيا بيشتر و سريعتر است .
در حديثى منقول از امام رضا ( ع ) آمده است :
« يوسف مدّت هفت سال به گرد آورى گندم پرداخت و در انبارها ذخيره كرد چون آن سالها گذشت و زمان قحط رسيد به فروش گندم آغاز كرد و در سال نخست به درهم و دينار فروخت چنان كه در مصر و اطراف آن هر چه درهم و دينار بود به تصرّف او در آمد . در سال دوم به زيورها و جواهر فروخت چنان كه همهء زيورها و جواهر به دست او آمد . در سال سوم به چارپايان فروخت و همهء چارپايان را متصرّف شد . در سال چهارم به بردگان و كنيزكان فروخت و همهء بردگان و كنيزكان به او متعلّق گرديد . در سال پنجم به خانهها و املاك فروخت و همهء خانهها و املاك از آن او شد . سال ششم به مزارع و چشمهها فروخت و همه را به تصرّف آورد و در سال هفتم به غلامان و خادمان فروخت و همهء آنان مملوك او شدند . مردم چون چنين ديدند ، گفتند ما نديده و نشنيدهايم كه خداوند به پادشاهى اين اندازه حكومت و كاردانى و تدبير داده باشد » .
آن گاه يوسف به ملك مصر گفت : « اين كه خداوند حكومت سرزمين مصر و مردم آن را به من بخشيده است چگونه مىبينى ؟ / 222 مرا از مشورت خود بهرهمند كن .
من به اصلاح دست زدهام نه تباهكارى ، مردم را از بلا نرهانيدهام تا خود بلايى براى آنها باشم . خداوند آنان را به دست من نجات داده است » . پادشاه گفت : « فرمان از آن توست » .
يوسف گفت : « خدا را و تو را به شهادت مىگيرم كه همهء مردم مصر را آزاد كردم و مالها و بندگانشان را باز گردانيدم و نگين و تخت و تاجت را به تو بازگردانيدم تا تو به آيين من رفتار كنى و زير فرمان من باشى » .
ملك گفت : « براى من بسى افتخار است كه به آيين تو بروم و زير فرمان