/ 200 در اين جا اين پرسش به نظر مىرسد كه اين « رؤيت » در خواب بوده يا آن كه از تخيّلات زمان بيدارى است و اين دليل ديگرى بر الهام حقيقت است كه آدمى گه گاه آن را در مىيابد و عادتا به فال نيك گرفتن يا فال بد زدن يا حس ششم و مانند آن خوانده مىشود .
در حديثى آمده است كه خمّار در سخن خود صادق بود و همو بود كه نجات يافت ، حال آن كه رؤياى دارندهء نان دروغ بود . خواب آنها درست يا نادرست بوده باشد ، آنچه ديده بودند صورتى از حقيقت بود كه در آينده واقع مىشد : يكى آن را در خواب ديد و دومى در بيدارى به تخيّل پرداخت . قرآن از چگونگى رؤيا به « إنّى أرانى » بسنده مىكند كه به حالت خواب و نيز بيدارى منطبق است .
وَ قالَ الْآخَرُ إِنِّي أَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
- ديگرى گفت : خود را ديدم كه نان بر سر نهاده مىبرم و پرندگان از آن مىخورند ، ما را از تعبير آن آگاه كن كه از نيكوكارانت مىبينيم . » يوسف از فرصتى كه در زندان پيش آمده بود ، چه در گفتار و چه در كردار ، بهره مىجست : به تبليغ رسالت مىپرداخت امّا به آن بسنده نمىكرد ، بلكه رسالت را عملا در رفتار خود تحقّق مىبخشيد چنان كه همهء داعيان راستين كنند ، زمانى مىگريست و تضرّع مىكرد و با نمازهاى خشوع آميز و نيز در اوقات فراغت به خدا مىپيوست . اگر كسى جايش تنگ بود به وى گشايش مىداد و اگر بيمار بود پرستاريش مىكرد . از اين رو بنديان مجذوب او شدند و دريافتند كه نسبت به آنها برترى و فضيلت دارد و گفتند :
« إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ »
.
[ 37 ] يوسف به آن دو زندانى گفت : پيش از آن كه غذاى شما را از خانه يا از ادارهء زندان بياورند ، تعبير خوابهايتان را خواهم گفت :
قالَ لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما
- گفت : طعام روزانهء شما را هنوز نياورده باشند كه پيش از آن شما را از تعبير آن خوابها خبر مىدهم . »