درجهء دو هم نيستيم ، داعيهء مرجعيت داشته باشيم ؟ ! »
سپس آن شيخ خداحافظى كرد و رفت و ميرزا كفشهاى او را جفت كرد ( اين هم باعث تعجب بيشتر ما شد . ) پس از آن رو به ميرزا كرديم و گفتيم : « ايشان كه بود كه اين گونه با او برخورد كرديد ؟ فرمودند : « آخوند ملّا فتح على سلطانآبادى . » « 1 »
از مقام علمى وى نيز مىتوان به اين داستان جالب اشاره كرد :
روزى گروهى از علما ، كه سيّد اسماعيل صدر و حاج حسين نورى - صاحب مستدرك الوسائل - و سيد حسن صدر نيز در ميان آنان بودند ، در منزل مرحوم ملا فتح على بودند كه ايشان آيهء
« وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ ؛ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ . . . »
« 2 » را خواند و به تفسير « حبّب إليكم » پرداخت و پس از تفسير بلند و طولانىاى كه از آن كرد ، حاضران ، آن معنى و تفسير را مطابق ظاهر آيه ديدند و در شگفت ماندند كه چگونه پيش از اين ، مطالب يادشده را از آيه نفهميده بودند ؟ ! روز بعد نيز همگى مهمان مرحوم ملا فتح على شدند و باز آنجناب ، همان آيه را به شيوهاى ديگر تفسير ، و مطالب جديدى را بيان كرد و باز حاضران ، معناى جديد را مطابق ظاهر آيه دانستند و در عجب شدند كه چهطور خود اين معنى را نفهميده بودند ! و همينطور تا سى روز اين جلسه ادامه يافت و هرروز ملا فتح على ، تفسير نو و فهم تازهاى از آيه بيان مىكرد و هرچه مىفرمود ، به نظر بزرگان حاضر در محفل ، مطابق ظهور آيه بود و هيچ مخالفتى با ظاهر آيه نداشت ، گرچه تفسيرها با هم تفاوت داشت ! ! « 3 »
8 . استاد فاطمىنيا : « علّامه مىفرمود : " عالمان دينى و حوزهها هم ، ملا مهدى نراقى و فرزندش ملا احمد نراقى را نمىشناسند . ارزش و جايگاه اين پدر و پسر ، در حوزهها هم
هامش
( 1 ) . فيضى از وراى سكوت ، صص 216 - 221 ( از بيان محمد تقى بهجت )
( 2 ) . سورهء « حجرات » ، آيه 7 .
( 3 ) . حقايق الاصول ، صص 95 و 96 .