به مزاح [ از آنجا كه ايشان خيلى با ديوان حافظ دمخور بودند ] عرض كردم : " آقا ! از اشعار حافظ چيزى در نظر داريد ؟ " فرمودند : " صلاحِ كار كجا و ، من خراب كجا ؟ ! بقيهاش را بخوان ! گفتم : " ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا ! " علّامه تكرار كردند " تا به كجا ! " و باز چشم خود را بستند و ديگر سخنى به ميان نيامد . » « 1 »
آخرين بارى كه حالشان بد شد و راهى بيمارستان شده بودند ، به همسر خود گفتند :
« من ديگر برنمىگردم . » نزديك به يك هفته در بيمارستان بسترى مىشوند و دو روز آخر ، كاملا بىهوش بودند تا اينكه در صبح يكشنبه ، 18 محرم الحرام 1402 برابر با 24 آبان 1360 به « رفيق اعلى » مىپيوندند ، اما براى آگاهى و شركت نيكان و بزرگان از ديگر شهرها ، مراسم تدفين به روز بعد موكول مىشود « 2 » و پيش از دفن ، از مسجد امام حسن عسكرى عليه السّلام تا حرم خانم فاطمه معصومه عليها السّلام ، در ميان انبوه جمعيت ، تشييع شده و پس از نماز گزاردن آية اللّه موسوى گلپايگانى بر جنازهشان ، آفتاب رويشان در افق خاك غروب مىكند .
و آية اللّه كشميرى فرمودند : « شب وفات علّامه طباطبائى در خواب ديدم كه حضرت امام رضا عليه السّلام درگذشتهاند و ايشان را تشييع جنازه مىكنند . صبح ، خواب خود را چنين تعبير كردم كه يكى از بزرگان [ و عالمان ] از دنيا خواهد رفت ؛ و در پى آن ، خبر آوردند كه آية اللّه طباطبائى درگذشت . »
وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا
« 3 » و درود [ ى سترگ ] بر او ، روزى كه زاده شد و روزى كه مىميرد و روزى كه زنده برانگيخته مىشود .
هامش
( 1 ) . مهر تابان ، صص 129 و 130 ( با تلخيص ) .
( 2 ) . همان ، صص 131 و 132 .
( 3 ) . سورهء « مريم » ، آيهء 15 .