بدون ورود در مباحث فلسفيّه ، روايات اصوليه قابل فهم نيست
بارى بر خلاف بسيارى كه معتقدند ، در ابتداء خوبست محصّلين كاملا به اخبار و روايات ائمّهء طاهرين عليهم السّلام اطلاع پيدا كنند ، و سپس فلسفه بخوانند ؛ ايشان مىفرمودند : معناى اين كلام همان كفانا كتاب اللّه است ؛ روايات ما مشحون از مسائل عقليّه عميقه و دقيقه و مستند به برهان فلسفىّ و عقلىّ است ؛ بدون خواندن فلسفه و منطق و ادراك طريق برهان و قياس كه همان رشد عقلى است ، چگونه انسان مىتواند به اين درياى عظيم روايات وارد شود ؟ و از آنها در امور اعتقاديّه بدون عنوان تقليد و شكّ ، اطمينان و يقين حاصل كند ؟ روايات وارده از ائمّهء معصومين غير از روايات وارده از اهل تسنن است و غير از روايات و اخبار وارده در ساير مذاهب و اديان كه آنها همگى بسيط و قابل فهم عامّه است .
ولى ائمّه معصومين عليهم السّلام شاگردان مختلفى داشتهاند ؛ و بيانات متفاوتى ، بعضى از آنها ساده و قابل فهم عموم است ؛ و غالبا آنچه در اصول عقايد و مسائل توحيد آمده مشكل و غامض است كه براى افراد خاصّى از اصحاب خود كه اهل فنّ مناظره و استدلال بودهاند ؛ بيان مىكردهاند ؛ و همان شاگردان براساس ترتيب