آنان مىكوشند در تعظيم شعائر و آثار خدايى مىكوشند و اگر قبر يا ضريح يا آستان آنان را مىبوسند ، لازمهء محبت و ارادت را بهجا مىآورند و چگونه ممكن است محبت خاندان نبوت يكى از فرايض دينى قرار بگيرند و در قرآن كريم به آن تصريح شود « 1 » ولى آثار و لوازم آن ممنوع گردد .
و اگر احيانا برخى از مردم از پيشوايان دينى حاجتى مىخواهند يا گشايش كار يا شفاى مريضى را مىطلبند اگر به آنها اعتراض كرده و گوشزد كنيم كسى كه حاجت برمىآورد يا دردمند را بهبودى مىدهد خدا است و بس و پيشوايان دين مانند ما بندگان خدا مىباشند ، خواهند گفت : ( چنانكه بارها شنيده شده است ) مراد اين است كه اين بندگان مقرّب ( اهل بيت عليهم السّلام ) حاجتمان را از درگاه خدا بخواهند يا به اذن خدا برآورده نمايند و اين پاسخ چنانكه پيداست مبنى بر توحيد است نه شرك « 2 » .
* بوسه بر ضريح
از سنتهاى علّامه طباطبايى اين بود كه حتى براى رفع خستگى در محافل به دليل رفتوآمد زياد گاهى مدّاحى را صدا مىكرد تا چند جمله ذكر مصيبت بگويد و او با عشق و علاقه خاصى شديدا مىگريست .
مقيّد بود هرساله ، ايّام فاطميه ده روز در خانهاش براى شهادت حضرت فاطمهء زهرا ( عليها السّلام ) اقامهء عزا نمايد و همه بستگان و اعضاء خانواده حتى دخترانش
هامش
( 1 )قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ؛سوره شورى ، آيه 23 .
( 2 ) مجموعه مقالات و پرسشها و پاسخها ، ج اوّل ص 231 - 233 . مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 266 و 267 .