استاد جعفر سبحانى مىگويد : محبت خاندان رسالت خميره حضرت استاد بود . او نسبت به امامان معصوم عشق مىورزيد و در مقابل سخنان آنان سراسر خضوع و تسليم بود . حتى آنجا كه خبر از نظر سند و يا مضمون نارسا بود آن را به گونهاى ظريف كنار مىگذاشت ، و در مجالسى كه به عنوان سوگوارى خاندان رسالت تشكيل مىشد در حدود امكان شركت مىكرد و اشك تأثر از گوشهء ديدگان او سرازير مىشدو هر نوع بىتوجهى را به سخنان معصومان هرچند به صورت كمرنگ به شدّت محكوم مىكرد . و براى همين انس با ارواح پاك معصومان بود كه در آخرين لحظههاى حيات خود اظهار داشت : « آنها كه انتظار تشريففرمايى آنها را داشتيم ، وارد اطاق شدند » « 1 » .
حضرت استاد ، علاقه و شيفتگى خاصّى نسبت به ائمّهء طاهرين صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين داشتند وقتى نام يكى از آنها برده مىشد ، اظهار تواضع و ادب در سيماشان مشهود مىشد ؛ و نسبت به امام زمان ارواحنا فداه تجليل خاصّى داشتند ؛ و مقام و منزلت آنها و حضرت رسول اللّه و حضرت صديقه كبرى را فوق تصوّر مىدانستند ؛ و يك نحو خضوع و خشوع واقعى وجدانى نسبت به آنها داشتند ؛ و مقام و منزلت آنان را ملكوتى مىدانستند ؛ و به سيره و تاريخ آنها كاملا واقف بودند .
در بسيارى از مطالب كه دربارهء آنان سؤال مىشد چنان بيان و تشريح داشتند كه گويا آن سيره را امروز مطالعه كردهاند ؛ و يا در مصدر وحى و تشريع نشستهاند ؛ و از آنان مىگيرند ؛ و بدين عالم مىدهند .
هامش
( 1 ) دومين يادنامه علّامه طباطبايى ، ص 303 .