نمىماند ، لذا دعوت به مجالس خصوصى و انس و آدرس خانهها و خصوصيات شخصى افراد را غالبا فراموش مىكرد . از اين جهت افراد غير وارد در خصوصيات روحىاش ، او را در مسأله حافظه به دو صورت مختلف توصيف مىكردند .
اتفاقا درباره نوابغ ، اين نوع قضايا يك مسأله ساده است . آنها نيز درباره مسائل علمى ، پرحافظه و در مسائل عادى غالبا بىتوجه مىباشند « 1 » .
* ژرفنگرى علّامه در مطالعات و تحقيقات
استاد علّامه اهل مطالعه و تحقيق و تفكّر بود . تمام عمر پربركتش را در مطالعه و تفكر و تأليف و تصنيف و تدريس صرف كرد و آثار گرانبهايى از خويشتن به يادگار گذاشت .
در مطالعه و تفكر قدرت فوق العادهاى داشت . مىتوانست مدّتى تمام حواسش را در يك مطلب متمركز سازد و بدون اينكه از آن خارج شود فقط دربارهء آن بينديشد . اكثر اوقاتش را در تأليف الميزان صرف كرد . الطاف الهى شامل حالش شده بود كه جز اشتغالات علمى اشتغالى نداشت .
آنقدر فكر و مطالعه كرد كه پزشكان معالج دربارهء كسالتش گفتند سلولهاى مغزى او به مقدار توانايى خودشان كار كردهاند و ديگر تاب تحمّل درك مطالب تازه را ندارند يا به تعبير پزشكى اشباع شدهاند « 2 » .
البته ناگفته نماند ، درك و فهميدن درست برخى مسائل فلسفى آنچنان از
هامش
( 1 ) يادنامه مفسر كبير ، ص 65 ، 66 ؛ از زبان استاد جعفر سبحانى .
( 2 ) يادنامه مفسر كبير استاد علّامه طباطبايى ، ص 126 ؛ از سخنان استاد ابراهيم امينى .