خود مانند ميرزا هاشم اشكورى ، ميرزا ابو الحسن جلوه ، آقا على مدرس صاحب بدايع الحكم و فقه و اصول را نزد شيخ محمد حسن مامقانى و آخوند خراسانى آموخت و از مفاخر علماى متأخر و آراسته به ملكات فاضله انسانى بود و در 28 شوال سال 1358 در نجفاشرف به رحمت ايزدى پيوست » « 1 » .
استاد فقيد ، بر اثر حقوقى كه مرحوم بادكوبهاى بر گردن وى داشت ، در مجالس و محافل علمى خود از او زياد ياد مىكرد و در تفسير خود در دلالت آيهء
. . . قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
« 2 » بر لزوم وجود عصمت در امام ، دليل بس استوارى از او نقل كرده است « 3 » .
استاد در زندگىنامه فشرده خود مىنويسد :
در فلسفه نيز به درس حكيم و فيلسوف معروف وقت مرحوم آقا سيد حسين بادكوبى موفق شدم . در ظرف شش سال كه نزد معظم له تلمذ مىكردم ، منظومه سبزوارى و اسفار و مشاعر ملاصدرا و دورهء شفاى بوعلى و كتاب « اثولوجيا و تمهيد القواعد » ابن تركه ( در عرفان ) و اخلاق ابن مسكويه را خواندم « 4 » .
* اهميت علمآموزى زير نظر استاد متبحّر
علّامه طباطبايى مىگويد : هنگامى كه در نجفاشرف به درس و بحث اشتغال داشتم يكى از روزها مرحوم قاضى به من برخورد كرد و بدون مقدمه گفت : اگر
هامش
( 1 ) اعلام الشيعه قرن چهاردهم ، ج 2 ، ص 584 .
( 2 ) سورهء بقره آيه 124 ، « . . . [ ابراهيم ] گفت : و از فرزندان من [ نيز پيشوايان قرار ده ] ، گفت : پيمان من به ستمكاران نرسد » .
( 3 ) الميزان ؛ ج 1 ص 277 .
( 4 ) يادنامه مفسر كبير ، ص 55 - 57 ؛ از زبان استاد جعفر سبحانى .