تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
طالب دنيايى نماز شب و اگر طالب آخرتى نماز شب و همين ديدار و گفتگوى كوتاه منشأ آشنايى من با استاد شد ، آرى به‌قول حافظ شيرازى « دولت آن است كه بىخون دل آيد به كنار » علّامه مىافزايد قبل از آنكه به محضر وى باريابم ، خود را از كتب فلسفى و آثار معقول بىنياز مىديدم و پيش خود مىگفتم اگر مرحوم ملاصدرا هم بيايد ، مطلبى فوق آنچه من فهميده‌ام عرضه نخواهد كرد . ولى پس از بهره‌مند شدن از فيوضات ربانى اين استاد بزرگوار ، يكباره احساس كردم كه گويا تاكنون از حكمت و فلسفه چيزى عايدم نشده ، و از اسفار حتى يك كلمه هم نفهميده‌ام ، به‌عبارت ديگر اين برخورد جالب ، علّامه طباطبايى را وارد مرحلهء تازه‌اى از زندگى نمود كه سيروسلوك عارفانه ارمغان آن بود « 1 » .

* حافظه عجيب علّامه

استاد عاليقدر از نظر حافظه به‌گونه خاصى بود . هر نوع مسأله و مطلبى كه مورد علاقه او بود و يك نوع كشش درونى به آن مطلب داشت با تمام خصوصيات و جزئيات در حافظه او جاى مىگرفت و موقع نقل دقيقا يادآور مىشد . از اين جهت بسيارى از آيات قرآن و ادعيه و عبارات اساطين فلسفه مانند بوعلى و صدر المتألّهين را به خاطر داشت . گاهى بخش معظمى از آيات يك سوره را بدون هيچ اشكالى مىخواند و جمله‌هاى مفيد و سودمندى كه در كتابهاى ادبى در دوران جوانى ديده بود ، همه را به خاطر داشت ، امّا نسبت به مسائل مبتذل و غير مورد علاقه چندان توجه نمىكرد و در خاطر او باقى
هامش
( 1 ) آينه عرفان ، ويژه دهمين سالگرد علّامه طباطبايى ، روزنامه جمهورى اسلامى ، آبان 1370 ، ص 38 ، مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ص 58 و 59 .