تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
استقلالى ندارد ، جملهء
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
اين شائبه را مىزدايد « 1 » . بيان بيضاوى : چون گوينده عبادت را به خود نسبت مىدهد ، از آن خود بزرگ بينى ، احساس عزّت و اعتماد به‌نفس همراه با غرور استشمام مىشود ، ازاين‌رو جمله
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
در پى
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
آمد ، تا نشان دهد كه عبادت پا نمىگيرد و به پايان نمىرسد ، مگر با كمك و توفيق خداوند « 2 » . به اين نويسنده محترم بايد گفت : 1 - همگونى دو برداشت از يك آيه ، به ضرورت نمىتواند دليل آن باشد كه يكى از ديگرى گرفته و نمونه‌بردارى شده است ، چه اين‌كه در علوم دينى و تجربى ، دريافت‌ها و فهم‌هاى همگون و همزمان ديده شده است بىآن‌كه يكى از ديگرى تغذيه كرده باشد . 2 - ميان كلام علّامه و بيضاوى فرق ظاهرى است ، چه اين‌كه علّامه در عبارت يادشده ، نظر به بعد توحيدى و اعتقادى موضوع دارد ، ولى بيضاوى به جنبهء اخلاقى توجه كرده است . علّامه سخن از آن دارد كه تعبير
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
درصدد زدودن شائبه استقلال ارادهء آدمى است ، ولى بيضاوى مىگويد : جمله
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
روح غرور و منيت را در انسان مىكشد و نياز او را به امداد الهى يادآور مىشود .
هامش
( 1 ) مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى مشهد ، 2 / 280 . ( 2 ) بيضاوى ، عبد اللّه ، انوار التنزيل و التأويل ، 1 / 9 .