محقّق ساخته و آن را بهوضوح بيان كرده است . او در تفسيرش از قرآن ، بر خود قرآن تكيه كرده و معتقد است كه - چيزى و كسى - جز قرآن شايستگى تفسير قرآن را ندارد . قرآن كه مبيّن همهچيز است ، چگونه ممكن است مبيّن خود نباشد ؟
بايد توجه كرد كه براى التزام به تفسير قرآن توسط خود قرآن ، كوشش زياد و تسلّط فراوانى لازم است كه ما آن را در تفسير علّامه احساس مىكنيم و قدرت و توانايى فراوان وى را در آن درمىيابيم .
وى در مورد تفسير قرآن به قرآن مىگويد : « روش پسنديده در تفسير اين است كه قرآن را توسط خود قرآن تفسير كنيم و مصاديق آنرا از خود آيات مشخص سازيم ؛ همانطور كه خداوند مىفرمايد :
وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ
« 1 » و حاشا از اينكه قرآن تبيان همهچيز باشد امّا تبيان خود نباشد . » « 2 »
* مغنيه ، جواد « 3 »
از وقتى كه الميزان بهدست من رسيده است ، كتابخانهء من تعطيل شده و پيوسته در روى ميز مطالعهء من الميزان است . « 4 »
هامش
( 1 ) سوره نحل ، آيه 89 .
( 2 ) الميزان ؛ ج 1 ، ص 9 .
( 3 ) استاد سيّد محمّد حسين حسينى تهرانى در كتاب مهر تابان ، صفحه 44 بيان داشته است : دوست و صديق راستين و همدورهء طلبگى ما ، امام موسى صدر - خلصه اللّه من ايدى الفجرة و اطال اللّه بقاءه - از عالم وحيد و نويسندهء معروف و متضلّع خبير لبنان ، شيخ جواد مغنيه نقل مىكرد كه او مىگفت : « از وقتى كه الميزان بهدست من رسيده است ، . . . » .
( 4 ) مهر تابان ، ص 44 .