* روش تفسيرى « الميزان »
الميزان در شيوه تفسيرنگارى احياگر روش تفسيرى ائمه عليهم السّلام است ، يعنى « تفسير قرآن به قرآن » . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم و ائمه عليهم السّلام در تفسير و تبيين آيات الهى اين شيوه را معمول مىداشتند و صحابيان و تابعان نيز ، گاه از اين روش سود مىجستند « 1 » . در جريان تفسيرنگارى در قرنهاى واپسين نيز ، اينگونه تفسير نگارى كه گاه در ميان مفسّران رخ نموده است ، و برخى از مفسّران اين شيوه را صحيحترين ، سالمترين و كارآمدترين روشهاى تفسير ، انگاشتهاند « 2 » .
در قرن چهاردهم كه نهضت تفسيرنگارى گسترده گشته و تفسير ، در ابعاد مختلف آن تحول عظيمى يافته است ، اين شيوه نيز ، در ميدان تفسيرنگارى بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته است « 3 » .
بدينسان ، تفسير الميزان اوّلين گام ، در اين زمينه نيست . امّا قطعا بلندترين و مؤثرترين گام هست . آنچه در اين باب به الميزان عظمت ويژهاى بخشيده است ، بهرهمندى گسترده آن ، از اين شيوه ، و حل بسيارى از مشكلات تفسيرى در پرتو اين نگرش ژرف است ، به گونهاى كه برخى از عالمان ، اين ژرفنگرى و ربط آيات به يكديگر ، و عرضهء مسائل گونهگون در سايهء آن را ، نوعى الهام تلقى كردهاند « 4 » .
مرحوم علّامه در مواردى از شيوه تفسيرنگارى خود سخن گفته است ، وى در
هامش
( 1 ) التفسير و المفسرون ؛ ج 1 ص 41 ؛ على الاوسى ، الطباطبايى و منهجه فى تفسيره / 94 .
( 2 ) همان ؛ ص 126 ؛ اصول التفسير / 93 .
( 3 ) نمونه را بنگريد به : التفسير القرآنى للقرآن ، و الفرقان فى تفسير القرآن بالكتاب و السنة .
( 4 ) ر . ك : بخش الميزان از نگاه محققان و علماء ، ذيل حسينى تهرانى ( مهر تابان ، 44 - 45 ) .