تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
نمىگرفت و عقيده داشت بندهء خدا نبايد كينه‌توز باشد . وقتى دوستانشان مىگفتند چرا در جواب كسانى كه اسائه‌ادب مىكنند و ياوه‌گو هستند هيچ حرفى نمىزنيد ؟ ايشان مىگفتند : اشكالى ندارد ، آدم نبايد اين چيزها را به‌دل بگيرد ، حتى در ناراحتىها هم تبسّم از لبانش جدا نمىشد و در واقع از اين لحاظ وارث انبياء بود « 1 » . يك روز در خيابان دوچرخه‌اى به ايشان خورد و موجب مجروح شدن پايشان گرديد ، يكى از نزديكانش كه آن حوالى بود علّامه را به مغازه‌اى برد و روى صندلى نشانيد ، آن دوچرخه سوار رو كرد به استاد گفت : درست راه برو عموجان ! ايشان با كمال بزرگوارى فرمودند : خداوند همه ما را به راه راست هدايت كند « 2 » . يكى از ناشران كه كتاب‌هاى علّامه را چاپ مىكرد با ايشان رفتار خوبى نداشت ، رفته‌رفته وضع و برنامهء كارى وى به‌هم خورد و به حالت ورشكست در آمد ، يكى از دوستان به علّامه گفت كه آقا ايشان تا حالا با شما اينطور رفتار كرده ، اين كتاب را بدهيد يك كسى ديگرى چاپ كند ، ايشان فرمود كه اين آقا الان خيلى غرق شده و من حاضر نيستم در اين زمان يك لگدى به او بزنم « 3 » .
هامش
( 1 ) مجلهء زن روز ، شمارهء 892 . مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 379 - 380 . ( 2 ) آينه عرفان ، ص 59 ، مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 385 - 386 . ( 3 ) يادها و يادگارها ، ص 87 . مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 386 .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 268 | مراد على شمس