علّامه و نماز
* وضعيت نماز جماعت با استاد
از همان زمان طلبگى ما در قم كه من زياد به منزلشان مىرفتم ؛ هيچگاه نشد كه بگذارند ما با ايشان به جماعت نماز بخوانيم ؛ و اين غصّه در دل ما مانده بود كه ما جماعت ايشان را ادراك نكردهايم ؛ و از آن زمان تا بهحال ، مطلب از اين قرار بوده است ؛ تا در ماه شعبان « 1 » امسال كه به مشهد مشرّف شدند و در منزل ما وارد شدند ما اطاق ايشان را در كتابخانه قرار داديم تا با مطالعه هر كتابى كه بخواهند روبهرو باشند ؛ تا موقع نماز مغرب شد ؛ من سجّاده براى ايشان و يكى از همراهان كه پرستار و مراقب ايشان بود پهن كردم ؛ و از اطاق خارج شدم كه خودشان به نماز مشغول شوند ؛ و سپس من داخل اطاق شوم ؛ و به جماعت اقامه شده اقتدا كنم ؛ چون مىدانستم كه اگر در اطاق باشم ، ايشان حاضر براى امامت نخواهند شد .
قريب يك ربع ساعت از مغرب گذشت ؛ صدايى آمد ؛ و آن رفيق همراه مرا صدا زد چون آمدم گفت : ايشان همينطور نشسته و منتظر شما هستند كه نماز بخوانيد .
هامش
( 1 ) يعنى آخرين ماه شعبانى كه گذشته است و آن در 1401 ( ه ق ) مىباشد .