تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السّلام على خير خلقه محمد صلّى اللّه عليه و على آله و سلم و على آله الطيبين الطاهرين . حضرت امير المؤمنين ( ع ) در رثاى حضرت صديقه طاهره فرموده :
فراقك اعظم الاشياء عندى * و فقدك فاطم ادهى التكول
بنده بعد از يك سال كه از رحلت آية اللّه طباطبائى مىگذرد هنوز باور نكرده‌ام كه ما استاد بزرگوار « علامه طباطبائى » را از دست داده‌ايم . شايد اين امر به اين جهت باشد كه مدت بيست و چند سالى كه در قم بودم مرتب از محضر ايشان استفاده مىكردم ، و اگر چه گاهى هم زمينه‌هائى فراهم مىشد كه به تهران و يا جاهاى ديگر بروم اما واقعا پاىبست ايشان بودم . علاقه و دلبستگى من به ايشان در حد علاقهء يك مريد نسبت به مراد خود بود . حتى نسبت به خطهء آذربايجان علاقهء بيشترى نسبت به ساير جاها دارم ؛ مثل مولوى و شمس تبريزى كه گفته‌اند : مولوى از هركس كه به ايران مىآمد تقاضا مىكرد مقدارى خاك از تبريز براى او به قونيه ببرند ، و بعد وصيت كرد كه هنگام دفن جسدش مقدارى از همان خاك تبريز را در كنارش در خاك بگذارند . چنين علاقه‌اى را بنده نسبت به خطهء آذربايجان