تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
پس اين‌كه فرمودند ما را ببينيد و به سوى ما بيائيد به هراندازه‌اى كه به سوى آن‌ها رهسپار شده‌ايم به عالم انسان بالفعل تقرب جسته‌ايم و به همان حد انسان و انسان‌تر مىشويم ، و به هرمقدار اسماء اللّه عينى را كه سر منشأ ولايت تكوينى است در خود يافته‌ايم ارتقاء و اعتلاى وجودى داريم ، تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد . ثانيا اين‌كه بايد بين ولايت تكوينى و مقام نبوت تشريعى و امامت تشريعى فرق گذاشت ، فضل نبوت و منصب امامت مطلبى است و نيل به مقامات معنوى انسانى و ولايت تكوينى مطلب ديگر . در اصطلاح ارباب قلوب اين را نبوت عامه و نيز نبوت مقامى و نبوت تعريف و انباء گويند و آن را نبوت تشريع . هرچند سير الى اللّه موجب تقرب به اوصاف ربوبيه و تخلق به اخلاق الهيه يعنى سبب نيل به مقام ولايت تكوينيه مىگردد و لكن وظيفه سالك اين است كه در رياضيات شرعيه هدفى جز حق سبحانه نداشته باشد ، اگر به اميد نيل به مقامى رياضت كشد ضرر كرده است ، و به قول شيخ در مقامات العارفين اشارات : من آثر العرفان للعرفان فقد قال بالثانى هرچيز كه جز حق‌تعالى هدف باشد آن بت است به قول خواجه حافظ :
تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن * كه خواجه خود صفت بنده‌پرورى داند
با رضاى محض و تسليم صرف بايد به راه افتاد ، اگر دادند متشكر ، اگر ندادند عجله نكن ، صابر باش . آنان كه ديرتر مىگيرند پخته‌تر مىشوند ، وظيفه ما اين است كه بنده حلقه به گوش او باشيم و مىدانيم قدمى كه در راه او برداشته‌ايم و نيتى كه در اين راه نموده‌ايم و عمل خيرى كه انجام داده‌ايم و هرگونه حسابى كه در بانك الهى باز كرده‌ايم به هدر نخواهد رفت
إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
( كهف 31 ) .