قضا و قدر
مسئله قضا و قدر سومين مسئله از مباحث مربوط به افعال الهى است . كه علامه در اين كتاب آورده است . در اين مسئله ، قضا و قدر يعنى نوع رابطه و پيوند اشيا و مخلوقات از نظر حتميت و قطعيت ، و از نظر حدود و اندازهها ، و از نظر ميزان دخالت ساير عوامل در پديد آوردن اشيا و مخصوصاً ميزان استقلال و اختيار و آزادى انسان مورد بحث قرار مىگيرد .
در اين مبحث يك مسئلهء بالخصوص مورد توجه واقع مىشود و آن مسئلهء وقوع شرور در نظام عالم و كيفيت استناد آنها به ذات واجبالوجود است .
البته مباحث زيادى دربارهء قضا و قدر الهى هست ، مخصوصاً از جنبهء معارف اسلامى .
در معارف اسلامى يعنى در آيات و روايات اسلامى حقايق زيادى در اين زمينه گفته شده و همانها الهام بخش حكما و فلاسفهء الهى شده است .
به طور كلى در الهيات بالمعنى الاخص « 1 » ، فلسفهء اسلامى فوق العاده تحت تأثير مآثر اسلامى است ، و اين تأثر بر خلاف ادعاى مستشرقان به اين صورت نيست كه عقايد مذهبى
هامش
( 1 ) . يعنى مباحث خداشناسى و صفات او در مقابل الهيات به معنى الاعم يعنى امور عامه مانند ماهيت وجود علت ومعلول قوه و فعل و امثال آن كه به گونه مسامحه الهيات به معنى الاعم گفته مىشود ، اصولًا امور عامه از الهيات محسوب نمىشود . .