تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
3 - ما ماهيت را بدون حضور خصوصيات به صورت صرف تصور مىكنيم و ماهيت بدون مشخصات فردى نمىتواند در خارج موجود شود پس بايد موطنى غير از خارج ، تحقق داشته باشد و آن ذهن است .

اشكالات وجود ذهنى

1 - هنگام تصور چيزى اگر ماهيت آن چيز در ذهن بيايد بايد هنگام تصور يك ماهيت جوهرى ، متصور ، هم جوهر باشد و هم عرض و هو محال ؛ 2 - حصول ماهيت اشيا در ذهن مستلزم اندراج يك شىء در دو مقولهء متباين يا اندراج يك شىء در دو نوع مختلف از يك مقوله است و هو محال . پاسخ ملا صدرا : صورت‌هاى ذهنى به حمل اوّلى هركدام از مقوله خاص خود مىباشند اما به حمل شايع كيف نفسانى هستند ؛ 3 - اگر هنگام تصور شيئى ، ماهيت و ذات آن شىء به ذهن آيد بايد هنگام تصور حرارت ، نفس آدمى حارّ ، هنگام تصوّر برودت ، سرد شود و التالى باطل فالمقدم مثله . نقد : حرارت و برودت به حمل شايع متصف به حار و بارد مىگردد ، امّا حرارت و برودت به حمل اوّلى موجب اتصاف موضوع به اين امور نيست ؛ 4 - پذيرش وجود ذهنى مستلزم ثبوت محالات ذاتيه است . نقد : آن‌چه ثبوتش و تحققش محال است ، مصداق نقيضين و شريك البارى است نه مفهوم آن ؛ 5 - نظريّه وجود ذهنى مستلزم انطباع بزرگ در كوچك است . نقد : محال بودن انطباع بزرگ در كوچك مربوط به امور مادى است ؛ 6 - لازمهء وجود ذهنى آن است كه شىء واحد ، هم كلى باشد و هم جزئى ، و هذا محال . نقد : صورت‌هاى عقلى از آن جهت كه موجودات ذهنى هستند كلى مىباشند ، و همين صورت‌ها از آن جهت كه موجودات خارجى هستند جزئى و متشخص‌اند ، و اين دو باهم منافاتى ندارند ، زيرا كه جهات و حيثيات آن‌ها مختلف است .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 93 | محمد حسين آخوندى