گرچه ماهيت در مرتبهء ذات ، از وجود و عدم تهى بوده و در اتصاف به يكى از آن دو ، به مرجّح نيازى دارد ، اما صرف نبود مرجّح و علّت وجود براى معدوم بودن آن كافى است و به ديگر سخن ، تهى بودن در مرتبهء ذات ( ذات هم از وجود و عدم و هم از نفى هر دوى اينها در مرتبهء ذات خالى است ) درواقع به صورت حمل اوّليّ است و اين منافاتى با آن ندارد كه در همان حال به حمل شايع متصف به عدم شود .
6 - حدوث و قدم ذاتى عبارت است از آنكه شىء ، سابقهء عدم در مرتبهء ذات خود نداشته باشد . اين نوع از قدم فقط در جايى است كه ذات شىء عين حقيقت وجود باشد كه ذاتا طردكنندهء عدم مىباشد و اين حقيقت ، همان وجود واجب است كه هويتش را تحقق و ثبوت ، تشكيل مىدهد .
7 . حدوث دهرى عبارت است از آنكه در مرتبهاى از وجود ، در يك مرتبهء بالاترى از سلسلهء طولى وجود ، سابقهء نيستى داشته باشد و اين عدم ، عدم مجامع است و در برابرش قدم دهرى است .
پرسش
1 . معناى عرفى حدوث و قدم را تحليل و آن را با اصطلاح فلسفى آن مقايسه نماييد ؟
2 . چرا بحث از حدوث و قدم يكى از مباحث فلسفى به شمار مىرود ؟
3 . حدوث و قدم زمانى را تشريح كنيد .
4 . حدوث و قدم ذاتى را بيان نماييد .
5 . مقصود از عدم مجامع و عدم مقابل چيست ؟
6 . حدوث و قدم دهرى را تعريف و آن را با حدوث و قدم ذاتى مقايسه نماييد .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 311
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٣١١