تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
چكيده واحد يا حقيقى است يا غيرحقيقى واحد حقيقى آن است كه خودش واقعا متصف به وحدت مىشود بدون آن‌كه واسطه در عروض و اتصاف داشته باشد ، بر خلاف واحد غيرحقيقى ، مانند انسان و اسب كه در حيوانيت يكى هستند . واحد حقيقى ، يا ذاتى است كه متصف به وحدت مىباشد يا ذاتى است كه عين وحدت بوده و هيچ مغايرتى با آن ندارد ، به گونه‌اى كه فرض ثانى براى آن محال است . در صورت دوم ، آن ذات وحدت حقّه خواهد بود ، مانند وحدت حضرت حق واجب تعالى كه صرف وجود است و چون وحدت عين ذات است واحد و وحدت در اين قسم يك چيز مىباشند در صورت اوّل ، واحد غير حق خواهد بود ، مانند انسان واحدى كه وحدتش غيرحقّه مىباشد يا واحد خصوصى است و يا واحد عمومى ، واحد خصوصى همان واحد عددى است كه با تكرار خود ، عدد را مىسازد و واحد عمومى ، مانند نوع واحد و جنس واحد . واحد خصوصى يا همان‌طورىكه از جهت وصف وحدتش قابل انقسام نيست از جهت طبيعيت معروض وحدت هم تقسيم نمىشود و يا آن‌كه تقسيم مىشود . قسم اوّل نيز يا خود مفهوم وحدت و عدم انقسام است و يا غير آن . و اگر غير آن باشد يا وضع خارجى دارد و قابل اشارهء حسى مىباشد ، مانند يك نقطه و يا چنين نيست ، مانند موجودات مجرد كه اين قسم نيز يا به نوعى ارتباط با ماده دارد ، مانند نفس يا ندارد ، مانند عقل و قسم دوّم يعنى آن‌چه به لحاظ موصوف وحدت قابل انقسام است يا ذاتا چنين است ، مانند يك مقدار و يا بالعرض و به واسطهء ديگرى ، مانند جسمى طبيعى كه از جهت مقدارش قابل انقسام مىباشد . واحد عمومى نيز يا عموميّتش ، عموميّت مفهومى است ( واحد به عموم مفهومى ) و يا عموميت آن به معناى سعه و گسترهء وجودى مىباشد . در صورت اوّل نيز يا واحد نوعى است ، مانند وحدت انسان و يا واحد جنسى است ، مانند وحدت حيوان و يا وحدت عرضى است ، مانند رونده و خندان .