قصد ضرورى ( فعلى كه مبدأ علمى آن صورت خيالى با كمك طبيعت و مزاج مىباشد ) فاقد غايت مىباشند .
در پاسخ اين توهّم بايد گفت : افعال صادر از انسان سه مبدأ طولى دارد كه عبارتاند از : قوّهء عامله ، قوّهء شوقيّه و قوّهء مدركه ، و هريك از اين مبادى سهگانه ، غايتى مناسب خود دارند .
قوّهء عامله يك فاعل طبيعى است ؛ يعنى فاعلى است كه نسبت به كار خود علم و آگاهى ندارد و غايت آن عبارت است از منتهاى حركت و اين غايت همواره تحقق دارد . امّا غايت قوّهء شوقيه و قوّهء مدركه در جايى كه فعل ، مبدأ فكرى داشته و از روى تفكر و تدبير و مصلحتسنجى انجام گرفته باشد ، درواقع همان مصالح و منافعى است كه بر فعل مترتب مىشود . و در جايى كه فعل مبدأ فكرى ندارد همان غايت قوّهء عامله ، يعنى منتها اليه حركت است . و از اينجا دانسته مىشود كه عبث و بيهوده بودن برخى از افعال انسان امرى نسبى است نه مطلق .
افعالى كه بهطور ناقص و ابتر تحقق مىيابند فعل باطل ناميده مىشوند و فقدان غايت در افعال باطل به دليل فقدان فعل است .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٢٤٩