اثبات وجود عقل
دليل اوّل : نفس در آغاز وجود خود فاقد هرگونه ادراك كلى است و صور ادراك كلى انسان معلول و نيازمند به علت است و علت اين صورت ، موجودى مجرد است ، زيرا خود نفس نمىتواند علت به وجود آورندهء آنها باشد ( فاقد شىء نمىتواند معطى باشد ) امور مادى نيز به واسطهء ضعف مرتبه وجودى نمىتواند علّت باشد لذا تنها علّت اين صور ، موجودى مجرد و تام است كه خود ، واجد آن صورتهاى علمى است .
دليل دوّم : ماده ، موجودى ممكن است و نيازمند علّت است و اين علّت نمىتواند صورتهاى وارد بر آن باشد ( زيرا اين صورتها در تشخّص فردى خود نيازمند مادهاند ) در حالى كه علت بايد از هرجهت مستغنى از معلول خويش باشد . لذا علت ماده ، يك موجود مجرد از ماده است كه آفرينندهء صورتهاى جسمانى است و به واسطهء آن به ماده قوام مىبخشد .
هيچگاه ميان دو جوهر رابطهء تضاد برقرار نيست ، زيرا ضدان دو امر وجودى ( عرضى ) هستند كه بر موضوعى واحد وارد مىشوند ، حال آنكه جوهر موضوع ندارد .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٢٠٣