تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
چكيده جوهرى را كه در جهات سه‌گانه طول ، عرض و عمق و امتداد كشش داده ، جسم مىنامند . هرجا امتداد و كشش باشد قابليت انقسام نيز مىباشد . اشياى اطراف ما به صورت امورى متصل و ممتدند يا آن‌كه مجموعه‌اى از ذرات بسيار ريزند كه با فاصله در كنار يكديگرند . 1 - متكلمان : اجسام محسوس اگرچه ظاهرا متصل به نظر مىرسند ، اما در حقيقت ، مركب از ذرات بسيار ريزى هستند ، اين ذرات جزء لا يتجزّى و يا جوهر فرد است . نقد : چنين چيزى به نام جوهر فرد يا جزء لا يتجزا وجودش ناممكن است ، و قابل انقسام نبودن با جسم بودن منافات دارد . 2 - به عقيدهء نظام ، جسم مركب از جوهر فرد يا اجزاى لايتجزا است . تفاوت اين قول با ديدگاه متكلمان در اين است كه به عقيده نظام اين اجزاء در هرجسمى نامحدود است ، اما متكلمان آنها را متناهى مىدانند . نقد : نقد نظريه متكلمان نيز همين‌جا وارد است . 3 - حكما : غالب فلاسفه بر اين عقيده‌اند كه جسم درواقع همان‌گونه كه حس درك مىكند امرى متصل و يكپارچه است و مىتوان آن را تا بىنهايت تقسيم كرد . نقد : تحقيقات نشان داده و در علوم تجربى هم به قطع ثابت شده است كه اين اجسام ، متصل و يكپارچه نيستند ، بلكه از ذرات ريزى به نام اتم و . . . تشكيل شده و پيوسته اين ذرات در حركت‌اند . 4 - شهرستانى : مانند حكما معتقد است كه اجسام همان‌گونه كه حس مىيابد متصل‌اند و مركب از ذرات بسيار ريز ، و جسم اجزاى بالفعل ندارد ( اجزايش بالقوه است ) و اين اجزا محدود و متناهى هستند . نقد : همان اشكال حكما بر ايشان وارد است ، علاوه بر اين‌كه يك جسم حجم‌دار هر قدر هم كه تقسيم شود اجزايى بدست مىآيد و حجم دارد ، لذا نمىتوان اجزاى بالقوّه جسم را محدود و متناهى دانست .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 184 | محمد حسين آخوندى