چكيده
به گمان برخى كليّت و جزئيّت دو وصف مربوط به نحوهء ادراك مىباشند .
در ردّ اين پندار بايد گفت : لازمهء چنين اعتقادى آن است كه مفاهيم كلى بيش از يك مصداق واقعى نداشته و قوانين كلى فقط نسبت به يك مورد صادق باشند و در بقيّهء موارد كاذب باشند ، در حالى كه وجدان با صراحت و وضوح چنين چيزى را ابطال مىكند .
حقيقت آن است كه كليّت و جزئيّت بيانگر دو نحوهء وجود ماهيات مىباشد .
منابع بيشتر براى مطالعه
- آموزش فلسفه ، ج 1 ، ص 171 .
- شرح منظومه ، مقصد اول ، فريدهء پنجم ، غرر فى التميّز بين التميّز و التشخّص .
پرسش
1 . اين نظريّه را كه معتقد است « كليّت و جزئيّت مربوط به نحوهء ادراك است » توضيح دهيد .
2 . اشكالات نظريهء « كليت و جزئيت مربوط به نحوهء ادراك است » را بيان كنيد .
3 . نظريهء مؤلّف را دربارهء مفاهيم كلّى و جزئىّ تبيين كنيد .
هامش
- ماهيت ، و جزئيت از لوازم وجود خارجى آن ماهيت است ؛ يعنى خاصيت وجود ذهنى آن است كه فى حدّ نفسه قابل صدق بر كثيرين است ، خواه در خارج قطعا مصاديق متعدد داشته باشد يا يك مصداق داشته باشد يا اصلا مصداقى نداشته باشد . از طرف ديگر ، وجود خارجى مساوق با تشخّص و جزئيّت است و هرگز قابليت انطباق بر موارد متعدد ندارد ، زيرا صدق و انطباق ، فرع بر حكايت است و حكايت از ويژگىهاى وجود ذهنى است و تنها در مورد مفاهيم مطرح مىشود .