أنّ التّشخّص بالوجود ، لأنّ انضمام الكلّيّ إلى الكلّيّ لا يفيد الجزئيّة ، فما سمّوها أعراضا مشخّصة هي من لوازم التّشخّص و أماراته .
چكيده
تميّز يك ماهيت از ماهيت ديگر عبارت است از مغايرت آن ماهيت با ماهيت ديگر به گونهاى كه بر يكديگر منطبق نشوند . امّا تشخّص آن است كه يك ماهيت به گونهاى باشد كه نتواند بر مصاديق متعدد منطبق شود .
تميّز ، وصف نسبىّ و اضافىّ براى ماهيت است ، به خلاف تشخّص كه وصف نفسى است .
تميّز ، منافاتى با كليّت ندارد بر خلاف تشخّص كه با كليّت جمع نمىشود .
تمايز ميان دو ماهيت به چندگونه مىتواند باشد :
1 - با تمام ذات از يكديگر متمايزند ؛
2 - با يك جزء از ذاتشان از يكديگر متمايزند ؛
3 - به واسطهء شىء خارج از ذاتشان از يكديگر متمايزند ؛
4 - كسانىكه تشكيك در ماهيت را روا مىدارند معتقدند كه همان چيزى كه مايهء اشتراك آن دو ماهيت مىشود مايهء اختلاف در نوع واحد هم مىتواند باشد .
تشخّص عوامل مختلفى دارد . تشخّص در انواع مجرد از لوازم نوع آنها محسوب مىشود و لذا بيش از يك فرد ندارد ، ولى تشخّص در انواع مادى به وسيلهء اعراض به آنها ملحق مىشود .
حق آن است كه عامل تشخّص همان وجود است .
هامش
- الجزئيّة لازمتان لوجود الماهيّات ، فالكلّيّة لوجودها الذهنىّ و الجزئيّة لوجودها الخارجى » . بنابراين ، آنچه به نام عوارض مشخّصه خوانده مىشود عام و سبب تشخّص نيست بلكه ، نهايتا از امارات و علائم تشخّص است ؛ يعنى ماهيتى كه به واسطهء وجود خارجى تشخّص يافت طبعا ملازم و همراه با يك سرى عوارض خاصى خواهد بود و درواقع ، عروض اين عوارض رتبتا متأخر از وجود شخص و تشخّص يافتن ماهيت است .