تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥

الفصل السّادس في النوع و بعض أحكامه

الماهيّة النّوعيّة توجد أجزاؤها في الخارج بوجود واحد ، ( 1 ) لأنّ الحمل بين كلّ منها و بين النوع أوّليّ ، و النّوع موجود بوجود واحد ، و أمّا في الذّهن ( 2 ) فهي متغايرة بالإبهام و
هامش
( 1 ) - ماهيات نوعى چنان‌كه گفته شد بر دو قسم‌اند : الف - ماهياتى كه در خارج ، مركب از ماده و صورت هستند . انواع مادى ( انواع مندرج تحت جسم ) همه از اين قبيل‌اند ، مانند انسان ، گاو ، انواع گياهان و . . . ب - ماهياتى كه در خارج ، مركب از ماده و صورت نبوده ، بلكه بسيطاند . اين دسته از ماهيات اگرچه جنس و فصل و ماده و صورت عقلى دارند امّا ماده و صورت خارجى ندارند ، مانند ماهيات مجرد و اعراض . در مورد ماهيات بسيط روشن است كه اجزاى آن ماهيات در خارج موجود به يك وجود مىباشند ، زيرا اين ماهيات اساسا ماده و صورت خارجى ندارند و جنس و فصل و ماده و صورت عقلى آن‌ها درواقع از اجزاى تحليلى آن‌ها به شمار رفته و روشن است كه وجود و تحقق اجزاى تحليلى به همان وجود منشأ انتزاعشان مىباشد و چون منشأ انتزاع جنس و فصل در ماهيات بسيط ، ماهيت نوعيه‌اى است كه در خارج موجود به يك وجود مىباشد آن‌ها نيز موجود به يك وجودند . اما در ماهيات مركب اين سؤال مطرح است كه آيا اجزاى اين ماهيات نيز در خارج موجود به يك وجودند يا هريك وجودى مستقل براى خود دارند ؟ بايد گفت : اجزاى ماهيت مركب نيز در خارج موجود به يك وجودند و آن همان وجودى است كه ماهيت نوعى را محقق مىسازد ؛ يعنى ماده و صورت خارجى هردو موجود به وجود نوع‌اند و نوع تنها يك وجود دارد ، بنابراين ، ماده و صورت خارجى هردو موجود به يك وجود مىباشند . دليلى كه در متن بر اين مطلب اقامه شده از مقدمات ذيل تشكيل مىشود : 1 . ماده و صورت خارجى ، مصداق ماده و صورت ذهنى است ؛ 2 . ماده و صورت ذهنى همان جنس و فصل است و تفاوتشان تنها در اعتبار است ؛ 3 . هريك از جنس و فصل به حمل اوّلى بر نوع حمل مىشوند لذا ذات و ماهيت هريك از جنس و فصل ، همان ذات و ماهيت نوع است ؛ 4 . ماهيت نوعى در خارج موجود به يك وجود مىباشد ، زيرا يك نوع ، يك ماهيت تام است و يك ماهيت تام تنها حدّ يك وجود مىباشد . نتيجهء مقدمهء سوم و چهارم آن است كه جنس و فصل در خارج ، موجود به يك وجود مىباشند و از انضمام مقدمهء اول و دوم به آن اين نتيجه به دست مىآيد كه ماده و صورت خارجى نيز در خارج به يك وجود كه همان وجود نوع است موجود مىباشند . ( 2 ) - گفته شد جنس و فصل در خارج به يك وجود موجودند چه در انواع بسيط و چه در انواع مركب . اما اين بدان معنا نيست كه جنس و فصل در ظرف ذهن نيز عين يكديگرند و در نتيجه به حمل اوّلى بر يكديگر حمل مىشوند ، بلكه جنس و فصل در ذهن ، با هم مغايرت مفهومى دارند ، زيرا جنس ، مشروط به عدم تحصّل است و فصل ، مشروط به تحصل است و مفهوم به شرط لا در مفهوم بودن با مفهوم به شرط شىء مغايرت دارد و لذا اتحاد اين دو و حمل جنس و فصل بر يكديگر حمل اوّلى نيست ، بلكه حمل شايع است .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 165 | محمد حسين آخوندى