امتناع بالذات : جايى كه وجود براى چيزى ذاتا محال باشد .
امتناع بالغير : معلول درصورتىكه علت وجودش تحقق نداشته باشد وجودش ممتنع بالغير است .
امتناع بالقياس : هرگاه ميان وجود دو چيز رابطهء وجوب بالقياس برقرار باشد ميان وجود هريك و عدم ديگرى رابطهء امتناع بالقياس خواهد بود .
امكان بالذات : جايى كه چيزى با نظر به ذاتش نه اقتضاى وجود دارد و نه اقتضاى عدم .
امكان بالقياس : جايى كه تلازم يا تعاندى ميان دو شىء برقرار نباشد .
تحقق امكان بالغير محال است ، زيرا شىء يا ضرورت وجود دارد يا ضرورت عدم ، يا نه ضرورت وجود و نه ضرورت عدم ، و اگر شىء واجب بالذات يا امتناع بالذات داشته و در عين حال امكان بالغير پيدا كند ، مستلزم زوال وجوب و امتناع ذاتى شده و اين همان انقلاب ذاتى است كه امرى است محال ، و اگر ممكن بالذات باشد و عاملى خارجى امكان ديگرى به آن داده باشد لغو است .
پرسش
1 . مقصود از وجوب و امكان و امتناع بالذات چيست ؟
2 . در چه صورت وجوب ، امكان و امتناع بالغير خواهد بود ؟
3 . مراد از وجوب و امكان و امتناع بالقياس چيست ؟
4 . چرا تحقق امكان بالغير محال است ؟
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص١١١