اتحاد علم ، عالم و معلوم ، چه در معلوم حضورى و چه در معلوم حصولى 563
علم حصولى در حقيقت علم حضورى است 565
معلوم بالذات ، حضور امر مجرد براى عالم است 565
حضور معلوم نزد عالم ، تام الفعليه است 566
عالم هم بايد مجرد باشد 566
علم ، حضور مجرد نزد مجرد است ، چه در علم حضورى و چه در علم حصولى 566
خلاصه بحث اينكه هم عالم مجرد است و هم معلوم 567
تاريخچه اتحاد عقل و عاقل و معقول 567
نظريه ابن سينا درمورد رابطهء علم و عالم و معلوم 568
نظر ملاصدرا درمورد اتحاد عاقل و معقول 568
نظر علامه طباطبائى درمورد اتحاد عاقل و معقول 569
اختلاف حكما در اتحاد عاقل و معقول و موارد علم حضورى 570
فصل دوم : تقسيم علم حصولى به كلى و جزئى 571
تعريف كلى و جزئى 571
علم كلى و جزئى مجرد است 572
هرصورت علمى بر افراد كثير خود صادق است 572
دلايل عدم ارتسام صورت علمى در جزء بدنى 572
نفس علم ، زمانى نيست 573
سببيت حواس در حصول علم احساسى و خيالى ، اعدادى است 573
صورت عقلى از صورت حسى و بعد خيالى انتزاع نمىشود 574
عالم ماده و قوه و عالم مثال و عالم عقل 575
تقسيم عالم مثال به اعظم و اصغر 575
عوالم سهگانه طولى عقل و مثال و ماده 576
كليت ، وصف ذهن و جزئيت ، وصف خارج است 576
چرا علم غيرمادى است ؟ 578
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 877
مساهمون: رحمت الله شريفي نجف آبادى
ص٨٧٧