اختصاص به وجود دارد و حقيقت آن همان مراتب مختلف وجود از لحاظ كمال و نقص ، تقدم و تأخر ، شدت و ضعف و مانند آن است .
حكيم سبزوارى ( ره ) ملاكات ياد شده تميز را ، اينگونه به نظم آورده است :
« الميز اما به تمام الذات * او بعضها او جا بمنضمات »
« بالنقص و الكمال في المهية * ايضا يجوز عند الاشراقية » « 1 »
نكته لازم به ذكر اين است كه ، همهء قائلان به اصالت ماهيت و اعتبارى بودن وجود ، قائل به جواز تشكيك در ماهيت نيستند ، مرحوم سبزوارى در بحث اصالت وجود همين مطلب را بهعنوان يكى از دلايل اصالت وجود يادآور شده ، مىگويد :
« شكى نيست كه علت بر معلول تقدم ذاتى و رتبى دارد ، حال اگر فرض كنيم علت و معلول هردو از يك نوع باشند ، مثلا آتشى علت پيدايش آتش ديگر باشد ، باتوجه به اينكه ماهيت آندو يكى است و در ماهيت هم تشكيك راه ندارد ، اگر وجود هم يك مفهوم اعتبارى باشد و واقعيت عينى نداشته باشد ، چگونه عليت و معلوليت را در اينگونه موارد مىتوان تفسير كرد ؟ آنگاه چنين اضافه مىكند : « و قد جمع جمّ غفير منهم بين اعتبارية الوجود و نفى التشكيك في الماهية »
يعنى گروه بسيارى از آنان در عين اينكه قائل به اعتبارى بودن وجود هستند ، قائل به تشكيك در ماهيت نمىباشند ( و بنابراين مشكل عليت را در موارد ياد شده نمىتوانند حل كنند ) ، سپس مىگويد : « ولى بنابر اصالت وجود اين مشكل به راحتى قابل حل است ، زيرا اگر چه متقدم و متأخر هردو از يك ماهيت مىباشند ، ولى ما به التقدم و التأخر ، حقيقت وجود است .
و اما اينكه چرا تشكيك در ماهيت معقول و صحيح نيست از جمله دلايل معروف آن اين است كه ، اگر در ماهيت أشدّيت و اضعفيت راه يابد ، در اين صورت اگر ما به التفاوت داخل در ماهيت أشد باشد ، ماهيت اضعف غير از ماهيت أشدّ خواهد بود و اگر ما به التفاوت داخل در ماهيت أشد نباشد ، در اين صورت تفاوت
هامش
( 1 ) شرح منظومه ، فريده ( 1 ) ، غرر فى ان تكثر الوجود بالمهيات .