اين است كه هر حادثى ، معلول علت متقدم بر آن است .
از آنچه گذشت نيز مىتوان نتيجه گرفت كه هر سبب عادى كه از مسبب خود تخلف كند ، سبب حقيقى نيست ، بلكه ما به غلط آن را سبب پنداشتهايم ، چه هر مسببى اسبابى حقيقى دارد كه به هيچوجه از يكديگر تخلف نمىپذيرند ، و نيز احكام و خواص آن دايمى و غير قابل تفكيك است ، چنان كه آزمايشهاى علمى تأثير آن را در عناصر حيات و در امور خارق العاده تأييد مىكند .
ج ) قرآن حوادث و معلولات مادى را به خدا نسبت مىدهد
قرآن كريم همان گونه كه ميان موجودات ، عليت و معلوليت را اثبات مىكند ، و سببيت بعضى از موجودات را براى بعضى ديگر تصديق مىنمايد ، امر همهء موجودات را به خداى تعالى نسبت داده نتيجه مىگيرد كه اسباب وجودى ، سببيت خود را از خود ندارند و در تأثير مستقل نيستند ، بلكه مؤثر حقيقى كسى جز خداى - تبارك و تعالى - نيست . قرآن در اين زمينه مىفرمايد :
1 .
« . . . أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ . . . » ؛
« 1 »
آگاه باشيد كه آفرينش و فرمان به دست اوست .
2 .
« لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ . . . » ؛
« 2 »
آنچه در آسمانها و زمين است ، همه از آنِ خداست .
3 .
« لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . » ؛
« 3 »
آسمانها و زمين همه ملك اوست .
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيه 54 . .
( 2 ) . بقره ، آيه 284 . .
( 3 ) . حديد ، آيه 5 . .