هستى اش را تحديد و تعيين مىكند ، نتيجه مىگيريم كه هر موجود مادّى ، به وسيلهء تمامى موجودات ماديى كه جلوتر از آن و همراه با آن هستند ، قالبگيرى شده ناگزير ، معلول حوادث مادّى ديگرى است .
ممكن است براى اثبات اين مطلب ، به دو آيهء ديگر هم استدلال كرد : يكى آيهء :
« ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ . . . » ؛
« 1 »
اين اللّه ، پروردگار شماست كه آفرينندهء همهء موجودات است .
و ديگرى آيهء :
« . . . ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها
« 2 »
إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » ؛
« 3 »
هر جنبندهاى كه وجود دارد ، زمام اختيارش به دست مشيت اوست ؛ همانا پروردگار من بر راه راست است .
اين دو آيه ، به ضميمهء آياتى كه در اثبات قانون عمومى عليت يادآور شديم ، مطلب را ثابت مىكند ، زيرا آيهء اوّل ، آفرينش همهء موجودات جهان را به خدا نسبت داده است كه بر اساس اين آيه هر چيزى - كه به آن شىء گفته مىشود - مخلوق خداست ؛ و آيهء دوم ، خلقت را يكنواخت و بر يك نسق دانسته اختلافى را كه مايهء هرج و مرج و گزافه كارى باشد ، نفى مىكند .
به طورى كه گفتيم ، قرآن قانون عليت عمومى را تأييد و تصديق مىكند ، و نتيجه مىدهد كه نظام وجود در موجودات مادى ، چه عادى و چه خارق العاده ، بر صراط مستقيم است و اختلافى در طرز كار آنها نيست ؛ همه به يك وتيره « 4 » است و آن وتيره ،
هامش
( 1 ) . مؤمن ، آيه 62 . .
( 2 ) . اخذ بناصيه : گرفتن از پيشانى ( يا ) گرفتن موى پيشانى . كنايه است از صاحب اختيار بودن به طور تام و تمام . در تفسير شريف منهج الصادقين ، ج 4 ، ص 432 آمده است : اخذ به نواصى تمثيل است بر مالكيت و قادريت او سبحانه بر جميع دواب ، و تصرف او در آنها به هر وجه كه خواهد ؛ يعنى او قادر و غالب و مالك است بر همه . .
( 3 ) . هود ، آيه 56 . .
( 4 ) . وتيره : به فتح واو ورا : طريقه ، راه ، روش ، وضع . ( ر . ك : فرهنگ معين ، ج 4 ، ص 4978 . ) .