همچنين ميان اين امور و ديگر موجودات جهان پيوندهايى برقرار است كه ما از چگونگى آنها بىخبر هستيم ، چه اين روابط و ضوابط به دست خود موجودات نيست ، تا در جايى فرمان ببرند و در جايى ديگر نافرمانى كنند ، بلكه همه و همه ملك خدا و تابع فرمان اوست .
آيهء شريفهء مورد بحث دلالت مىكند بر اينكه ميان همهء موجودات جهان روابط و ضوابطى است كه كلًا در دست خداست ، و همو هرچه را كه بخواهد ، انجام مىدهد .
اين سخن نه تنها مبين نفى عليت نيست ، بلكه حاكى از اثبات عليت است ، چه تمامى سلسله علتها و معلولها ، و سببها و مسببها همگى در دست خداست ، وهمو سبب ساز و سبب سوز است . هرگاه بخواهد كارى انجام پذيرد ، سبب آن را ايجاد مىكند و هرگاه بخواهد انجام نپذيرد ، اسباب را به هم مىزند . خلاصه اينكه ميان هر پديده و موجودات پيش از آن ، روابط و ضوابطى برقرار است كه نه تنها از نوع روابط و ضوابط معمول و متداول در ميان انسانها نيست ، بلكه به گونهاى است كه جز خدا كسى از آن آگاه نيست . بنابراين ، فرضيات علمى موجود ، از تعليل و تفسير تمام رويدادهاى جهان ناتوانند .
اين مطلب را مىتوان از آيات « قدر » نيز دريافت ، مانند :
1 .
« إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ » ؛
« 1 »
به راستى ، هر چيز را به قدر و اندازه آفريديم .
2 .
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » ؛
« 2 »
خزاين همه چيز نزد ماست ، ولى ما جز به اندازهء معين آن را فرو نمىفرستيم .
3 .
« . . . وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً » ؛
« 3 »
هامش
( 1 ) . قمر ، آيه 49 . .
( 2 ) . حجر ، آيه 21 . .
( 3 ) . فرقان ، آيه 2 . .