كوتاه شد ، بس بنابراين شد كه چند نفر از كسانى كه قرائتشان با رسم خط مصحف موافق و از جهت ضبط و حفظ آسانتر است انتخاب كنند .
از اينروى با رعايت عدد مصاحف پنجگانه ، كه عثمان به شهرهاى مكه و مدينه و كوفه و بصره و شام فرستاده بود ، از اين پنج شهر ، پنج قارى انتخاب كرده ، قرائتشان را معمول داشتند .
چنانكه ابن جبير در كتابى كه مانند ابن مجاهد در قرائات نوشته ، از قراء سبعه فقط پنج نفر را از پنج شهر ذكر نموده است .
پس از آن ابن مجاهد و ديگران با توجه به خبر ديگرى كه به موجب آن عثمان دو مصحف ديگر به يمن و بحرين فرستاده و عدد مصاحف عثمانى هفت تا است ، هفت نفر از قراء را انتخاب نمودند . و چون از مصحفهايى كه به يمن و بحرين فرستاده شده ، اطلاعى در دست نيست ، دو نفر از قراء كوفه را براى تكميل عدد تعيين نموده و بدين ترتيب عدد قراء هفت شد .
اتفاقا اين عدد با عددى كه در روايت نبوى « نزل القرآن على سبعه احرف » ذكر شده ، مطابقت پيدا كرد و به دست كسانى افتاد كه از اصل قضيه بىاطلاع بودند ، ناچار گمان بردند كه مراد از هفت حرف كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرموده همان هفت قرائت مىباشد .
به هرحال قرائت قابل اعتماد آن است كه سند روايتش صحيح و با قواعد عربيت موافق و با رسم خط مصحف مطابق باشد « 1 » .
و قراب در مثانى مىگويد : در اينكه بايد به قرائت هفت نفر از قراء تمسك بجوييم نه ديگران ، نه اثرى هست و نه سنتى ، بلكه بعضى از متاخرين
هامش
( 1 ) . الاتقان : 1 / 82 .