زركشى در كتاب برهان گويد : حق اين است كه اين قرائتهاى هفتگانه از قراء سبعه بهطور تواتر بما رسيده است ، ولى تواتر آنها از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مورد نظر و تامل است ، زيرا سندهاى قراء سبعه به اين قرائتها در كتاب قرائت موجود است و همه اين اسناد از قبيل نقل واحد از واحد مىباشد « 1 » .
و مكى در كتاب خود مىگويد : هركه گمان برد كه قرائت اين قراء - مانند نافع و عاصم - همان هفت حرف است كه در حديث نبوى آمده ، دچار غلط فاحشى گرديده زيرا لازمه اين گمان اين است كه قرائت غير اين هفت قارى از پيشوايان ، قرائت قرآن نباشد و اين خطاء بزرگى است ، زيرا قدماء علما كه قراءتها را جمع كرده تأليف نمودهاند - مانند ابو عبيد قاسم بن سلام و ابو حاتم سجستانى و ابو جعفر طبرى و اسماعيل قاضى - چندين برابر اين هفت قارى را ذكر كردهاند .
در أواخر قرن دوم هجرى ، مردم بصره قرائت ابو عمر و يعقوب را معمول مىداشتند و در كوفه قرائت حمزه و عاصم و در شام قرائت ابن عامر و در مكه قرائت ابن كثير و در مدينه قرائت نافع دائر بوده و زمانى به همين حال بودند تا در أواخر قرن سوم هجرى ، ابن مجاهد اسم يعقوب را برداشت و نام كسائى را به جاى وى گذاشت .
و سبب اينكه مردم به غير از قراء سبعه - با اينكه مانند ايشان يا بهتر از ايشان در ميان قراء بسيار بوده - اعتنا نكرده به قرائت ايشان روى آوردند اين بود كه روات ائمه بسيار زياد شدند و همتها از ضبط اينهمه روايات قرائت
هامش
( 1 ) . البرهان فى علوم القرآن : 1 / 319 .