تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
علاوه بر اين‌كه اگر منظور آن جناب چنين چيزى بوده باشد ، روايت نامبرده با آيات بسيارى كه قرآن را عربى مبين مىخواند ، و يا به تدبر در آن امر مىكند ، و همچنين با روايات بسيارى كه دستور مىدهد هرروايتى را بايد عرضه به قرآن كرد ، منافات خواهد داشت . بلكه خواسته است از خودسرى در تفسير نهى كند ، چون گفتيم كلمه « رأى » را بر ضمير « ها » اضافه كرده ، و اين اضافه ، اختصاص و انفراد و استقلال را مىرساند . پس خواسته است بفرمايد : مفسر نبايد در تفسير آيات قرآنى به اسبابى كه براى فهم كلام عربى در دست دارد اكتفاء نموده ، كلام خدا را با كلام مردم مقايسه كند ، براى اين‌كه كلام خدا با كلام بشرى فرق دارد . ما وقتى يك جمله كلام بشرى را مىشنويم از هرگوينده‌اى كه باشد ، بدون درنگ ، قواعد معمولى ادبيات را درباره آن اعمال نموده ، مىفهميم كه منظور گوينده چه بوده ، و همان معنا را به عهده آن كلام و گوينده‌اش مىگذاريم ، و حكم مىكنيم كه فلانى چنين‌وچنان گفته است . هم‌چنان‌كه اين روش را در محاكم قضايى و اقرارها و شهادتها و ساير جريانات آنجا معمول مىداريم ، بايد هم معمول بداريم ، براى اين‌كه كلام آدمى براساس همين قواعد عربى بيان مىشود ، هرگوينده‌اى به اتكاى آن قواعد سخن مىگويد ، و مىداند كه شنونده‌اش نيز آن قواعد را اعمال مىكند ، و تك تك كلمات و جملات را بر مصاديق حقيقى و مجازى ، كه علم لغت در اختيارش گذاشته ، تطبيق مىدهد .