تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
دميدن در صور ، روز سختى است . « 13 » علىرغم اينكه علّامه ، بگونه‌اى روشن و در موارد متعدّدى به گفتار زمخشرى استناد نموده ، ولى در بعضى موارد به نقد گفته‌هاى او نيز پرداخته و بعضى را مردود شمرده است . مثلا در معناى آسمانها و زمين در آخرت و دوام آنها ، در آيه :
« خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ »
علّامه از زمخشرى نقل مىكند كه گفته است : دليل بر اينكه آخرت داراى آسمانها و زمين مىباشد ، گفتار خداى سبحان است كه مىفرمايد :
« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ »
و نيز مىفرمايد :
« وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ »
و چون ناچار زمين بايد بگونه‌اى باشد كه آنان را حمل كند و چيزى باشد برافراشته كه بر ايشان به هر حال سايه بيفكند ، خواه آسمانى كه خدا خلق مىكند و يا عرش الهى و بطور كلّى هر آنچه بر سر انسان سايه افكند ، به هر حال آن چيز آسمان است . علّامه اين معنا را مردود شمرده و فرموده است : اين معنا ، آسمان و زمين را بطور نسبى اثبات مىكند . پس بهشت و دوزخ اصل و آسمان و زمين تابع وجود آن دو مىباشند . نتيجه اين مىشود كه بقاء آسمان و زمين بهشت و دوزخ به مدّت دوام بهشت و دوزخ محدود مىشود نه بر عكس . آن چيزى كه بقاى بهشت و دوزخ و ساكنين آن دو را منوط به دوام آسمانها و زمين دانسته ، اين است كه آسمانها و زمين ابدى بوده و فانى نمىشوند و قرآن كريم بعد از اينكه اشاره به تبديل آسمانها و زمين مىكند ، آنگاه مىفرمايد :
« ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ »
. « 14 » در جايى ديگر ، علّامه گفتار زمخشرى در مورد معناى « تنفّس صبح » در آيهء :
« وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ »
را ترجيح نمىدهد . نظر زمخشرى اينست كه : « تنفس
هامش
( 13 ) - الميزان : 20 / 85 و مدثر : 8 - 10 و كشّاف : 4 / 81 و براى اطلاع بيشتر ن . ك : الميزان : 14 / 300 و 18 / 22 و 20 / 80 و 85 . ( 14 ) - الميزان : 11 / 24 و هود : 107 و ابراهيم : 48 و زمر : 74 و نحل : 96 و كشّاف : 12 / 294 .
روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 84 | على رمضان اوسى