كلامى از تفسير كشّاف پيرامون بلاغت آيه مذكور نقل كرده كه چنين است :
اگر كسى بپرسد كه چرا در آيه فرموده : ( مرضعة ) و نفرموده : ( مرضع )
در پاسخ مىگوئيم : « مرضعه » آن زنى است كه پستان را به دهان كودك گذاشته و كودك در حال مكيدن مىباشد و « مرضع » آن زنى است كه توانايى اين كار را داشته باشد ، هر چند فعلا مشغول شير دادن نيست . در آيهء شريفه ، كلمهء مرضعه به كار برده شده ، تا بر اين مطلب دلالت كند كه دهشت و ترس قيامت ، آنچنان سخت است كه وقتى بطور ناگهانى مىرسد ، مادرى كه پستان در دهان بچهاش گذاشته ، آن را از دهانش بيرون مىكشد .
آنگاه گفته : اگر بگوئى چرا اوّل فرموده : ( ترون ) و سپس فرموده : ( ترى ) ، ابتدا جمع آورده و سپس مفرد ؟ در پاسخ گوئيم : زيرا رؤيت اوّلى مربوط به زلزله است ، لذا همه مردم آن را مىبينند ، امّا رؤيت دوّمى مربوط به حالت مستى است ، لذا تكتك مردم را بيننده سايرين قرار داده است . « 12 »
در آيهء :
« فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ عَلَى الْكافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ »
علّامه كلامى را از زمخشرى نقل كرده كه گفته است : اگر بپرسى عامل نصب اذا چيست و چگونه ممكن است ( يومئذ ) ظرف براى ( يوم عسير ) واقع شود ؟ در پاسخ مىگوئيم : عامل نصب ( اذا ) چيزى است كه جزا بر آن دلالت مىكند ، زيرا معناى آيه اين است : زمانى كه در صور دميده شود ، امر بر كافران سخت مىگردد . امّا علّت اينكه مىتواند ( يومئذ ) ظرف براى ( يوم عسير ) باشد ، اينست كه معنى آيه چنين مىباشد : وقوع اين وقت دميدن ، در روز سختى است زيرا روز قيامت هنگامى مىآيد و موقعى واقع مىشود كه در صور دميده شود .
وى مىافزايد : ممكن است ( يومئذ ) را كه مبنى و محلا مرفوع است بدل از « ذلك » بگيريم و « يوم عسير » خبر آن باشد ، مثل اينكه فرموده باشد : روز
هامش
( 12 ) - الميزان : 14 / 371 ، 4 / 171 ، 13 / 83 ، 18 / 48 و حج : 2 و كشّاف : زمخشرى : 3 / 4