تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
گردد و همين است حضور در پيشگاه خداوند به منظور داورى . خداوند در اين باره مىفرمايد :
« وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ »
. علّامه از اين آيه چنين استفاده مىكند : شما با مردن در زمين گم نمىشويد و معدوم نمىگرديد بلكه ملك‌الموت كه موكّل بر مرگ است جانها را مىگيرد و در قبضه او باقى مىماند و گم نمىشود ، آنگاه وقتى مبعوث شديد بسوى خدا برمىگرديد و دوباره بدنهاى شما با جانها مرتبط مىگردد و باز شما شمائيد . « 96 »

رجعت

از نظر شيعه رجعت بدين معناست كه : خداى تعالى تعدادى از مردگان را به همان صورتى كه در دنيا مىزيستند به دنيا برمىگرداند و گروهى را عزيز داشته و عده‌اى را خوار مىسازد . اعتقاد به رجعت ، از مختصات شيعه است منتهى از اصولى نيست كه اعتقاد و تفكّر در آن واجب باشد . اعتقاد به اين اصل بر اساس احاديث صحيحى است كه از ائمه ( ع ) وارد شده و از امور غيبى خارق‌العاده‌اى است كه از آن خبر داده‌اند . اعتقاد به رجعت در عقيده به توحيد و نبوّت خدشه‌اى وارد نمىكند و چيزى شبيه به معاد جسمانى به شمار مىرود . « 97 » اين مسئله از ديرباز نظر محقّقان را به خود جلب كرده است . بعضى از آنها رجعت را از اصول و ريشه‌هاى غير اسلامى مىدانند و بعضى ديگر مىگويند : اين اصل ريشه در اسلام دارد . و طرفداران آن طبعا شيعه بوده‌اند كه به تعدادى از آيات قرآن و روايات وارده از ائمه ( ع ) استناد و استدلال نموده‌اند . با اين ملاحظه كه عقل از وقوع آن منع نمىكند . علّامه بحث رجعت را مطرح ساخته و در توضيح
هامش
( 96 ) - الميزان : 11 / 298 - 300 و حج : 5 و يس : 78 ، سجده : 10 . ( 97 ) - عقائد الاماميه : استاد محمد رضا مظفر ، ص : 109 - 111 .