تجويز شده است به اين آيه استدلال مىكند .
« لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ »
و چنين توضيح مىدهد : استثناء در جمله
« إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً »
استثناى منقطع است زيرا اظهار دوستى ( مستثنى ) نسبت به كسى كه انسان از او وحشت دارد ، بدون آنكه دوستى و ولايت او را بپذيرد ( مستثنى منه ) به هيچ وجه دوستى بشمار نمىآيد . زيرا ترس و دوستى دو امر قلبى هستند كه از نظر اثر قلبى با هم منافات دارند پس چگونه ممكن است متّحد شوند ؟ و سپس مىافزايد : چه بسا در تقيّه و همراهى با دشمنان دين ، مصلحتى براى دين و احياء حقّ نهفته باشد كه در ترك تقيّه ميسّر نمىگردد . « 88 »
علّامه همچنين در آيهء :
« مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ »
اشاره نموده كه آيه در صدد بيان حكم تقيّه است . زيرا جملهء :
« مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ »
جمله شرطيه است كه جواب آن جملهء : « فعليهم غضب اللّه » مىباشد . اما جملهء :
« إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ »
عموم شرط را استثناء كرده است و مقصود از اكراه در اينجا اجبار در گفتن كلمه كفر و تظاهر به آن است . چه ، قلب را هيچگاه نمىتوان مجبور به پذيرش امرى كرد . « 89 » در بحث روائى ، رواياتى را ذكر كرده كه آيه در شأن عمّار ياسر نازل شده است . هنگامى كه او را به گفتن كلمه كفر مجبور نمودند ولى آنچه بر زبان آورده بود قلبا بدان باور نداشت . « 90 »
ايشان همچنين تقيّه را از اين آيه نيز استفاده كرده است كه مىفرمايد :
« وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ »
به اعتبار اينكه آيه در ضمن سياق به
هامش
( 88 ) - الميزان : 3 / 153 و آل عمران : 28 .
( 89 ) - الميزان : 12 / 353 - 354 ، نحل : 106 .
( 90 ) - الميزان : 12 / 357 - 358 .