تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩
مرفق است ، و بار ديگر موضوع حكم را عبارت مىدانيم از « دست تا مرفق » و سپس مىگوييم اين را بشوى ، كه در اين‌صورت حكم ما مطلق است ، موضوع حكم مقيّد است اگر تعبير اول را بياوريم ، معنايش اين مىشود كه شستن دست را از سر انگشتان شروع كن تا برسى به مرفق ، و اگر تعبير دوم را بياوريم ، معنايش اين است كه « اين عضو محدود و معين شده را بشوى » ، حال چه اينكه از بالا به پائين بشويى يا از پايين به بالا ، مؤلف فرموده جملهء :
« إِلَى الْمَرافِقِ »
قيد موضوع است نه قيد حكم ) . علاوه بر اينكه هرانسانى كه بخواهد دست خود را بشويد ( چه در حال وضو و چه در غير حال وضو ) به‌طور طبيعى مىشويد ، و شستن طبيعى همين است كه از بالا به پايين بشويد ، و از پايين به بالا شستن هرچند ممكن است ، ليكن طبيعى و معمولى نيست ، و روايات واردهء از ائمه اهل بيت عليهم السّلام هم به همان طريق طبيعى فتوا مىدهد نه به طريق دوم . و همه حرف‌ها در اين بوده كه آيا قيد
« إِلَى الْمَرافِقِ »
قيد جملهء
« فَاغْسِلُوا »
است ، و يا قيد موضوع حكم ، يعنى كلمهء « ايدى » است ، و ما گفتيم كه قيد ، كلمهء « ايدى » است و در اين‌صورت دست‌ها بايد تا مرفق شسته شود ، نه اينكه شستن تا مرفق باشد ، و دست‌ها تا مرفق را دو جور مىتوان شست يكى از مرفق به پائين و ديگرى از انگشتان به بالا ، پس بايد بگوييم لفظ
« إِلَى الْمَرافِقِ »
لفظ مشتركى است كه بايد قرينه‌اى از خارج يكى از دو قسم شستن را معين