تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 765

مساهمون:

ص٧٦٥
[ توضيح اينكه ] خداى سبحان نورى است كه به وسيلهء او آسمانها و زمين ظهور يافته‌اند ، اين است مراد جملهء
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » ؛
چون نور را اضافه كرده به آسمانها و زمين ، و آنگاه آن را حمل كرده بر اسم جلالهء « اللّه » و فرموده نور آسمان و زمين « اللّه » است ، ناچار منظور آن كسى هم كه آيه را معنا كرده به « الله منور السماوات و الأرض ، خدا نورانىكننده آسمانها و زمين است » همين است ، و منظور عمده‌اش اين بوده كه كسى خيال نكنند كه خدا عبارت از نور عاريتى قائم به آسمانها و زمين است ،
« مَثَلُ نُورِهِ »
- اين آيهء شريفه ، نور خدا را توصيف مىكند ، و اگر كلمهء « نور » را اضافه به ضمير خدا كرده ، و فرموده « نور او » - با در نظر گرفتن اينكه اضافهء مذكور ، لاميه است و معنايش « نورى كه مال اوست » مىباشد - خود دليل بر اين است كه مراد وصف آن نور كه خود خداست نيست ، بلكه مراد وصف آن نورى است كه خدا آن را افاضه مىكند ؛ البته باز مراد از آن ، نور عامى كه افاضه‌اش كرده ، و به وسيلهء آن هرچيزى ظهور يافته و عبارت است از وجودى كه هرچيزى به آن وصف مىگردد نيست به دليل اينكه بعد از تتميم مثل فوق ، فرموده : « خدا هركه بخواهد به سوى نور خود هدايت مىكند » و اگر مقصود « وجود » بود كه همهء موجودات به آن رسيده‌اند ، ديگر به موجود خاصى اختصاص نداشت ، بلكه مراد از آن نور ،